عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
111
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
جرّه داشتم ابدا كبك نگرفت ، تا آخر كار كه از بالاى گردنه انداخته يك تيهو گرفت . و بعد از آنكه دو سه گردنهء ديگر گذشتيم دو مرتبهء ديگر هم قوش انداخته و هردو گرفتند . خصوصا قوش « لاپاسان » كه بر خلاف اسم خود بسيار خوب پرش [ كرد ] و كبك خوبى گرفت و آنها را هم سير كرده به اوايل رودخانهء دركشكين وارد شديم و از آنجا بناى تفنگ زدن را گذاشته و با تفنگ خود من دو كبك زدم و ساير همراهان هم چهار پنج كبك زدند و مقارن غروبى وارد منزل شديم . رودخانهء دركشكين 158 رودخانهء دركشيكين از شمال بهطرف جنوب جارى و خشكرودى است خيلى تنگ كه منبع آب آن از برف نيست و بنيانى ندارد . فقط هروقت باران سختى به كوههاى [ 98 ] حوالى ببارد از شعب متعدده سيل حركت كرده و در اين رودخانه مىرود تا محاذات كلان زهوى خطّ گرانريگ و در آن شنزارها پهن شده به زمين فرومىرود و در وقت طغيان آب بهواسطهء تنگى و سرزنى كه در اين رودخانه است و آبش خيلى سراشيب مىرود [ عبور ] خطرناك است و مكرّر شتر و قاطر و آدم كشته است . و درختهاى گز بزرگ و بوتههاى درمشو در اين اطراف و كف رودخانه بسيار است . در كشكين منزلى است در ميان كوههاى خيلى سخت بزرگ واقع و آبش در غير وقت سيل آب زهى است از كف رودخانهء مزبوره جارى و آب آن شور و قدرى ناگوار است . و بعد از ورود ، نايب على اكبر كه همراه پيشخانه و جلو اردوست با همراهانش ذكر مىكند كه در نقطهء منزلگاه اذان صبح قبل از طلوع پلنگى را ديديم كه از كوهى به زير آمده در رودخانه آب خورده به كوه ديگر برآمد و چون حسب الذكر پلنگ بسيار است عجب ندانسته و تكذيبش نكردم . ليكن خودمان چيزى نديديم . حاصل گاوسر خوردن 159 بالجمله شبى را بهواسطهء اينكه كار و شغلى نداشتيم زودتر نماز خوانده شام خورده خوابيدم و همينكه شب به نيمه رسيد الطاف خدائى شامل و باران رحمت نازل [ گرديد ] و از صوت آن بيدار شده با اينكه براى اهالى اردو آمدن باران زحمت كلّى مىدهد معهذا شكر و حمد خداوندى را رطب اللّسان بودم . و از يك طرف هم نقطهء چادرهاى اردو را در محلّى قرار دادهاند كه هرچند سيل سخت هم حركت كند